چهارمین سیاره در سامانه خورشیدی است که در مداری طویل‌تر از زمین و با سرعتی کمتر از زمین حرکت می‌کند. هر یک باری که به بدور خورشید می‌چرخد معادل ۶۸۷ روز (روز زمین) طول می‌کشد و شب و روز کمی طولانی‌تر از کره زمین است.

بزرگی بهرام حدوداً نصف زمین است و قطر آن ۶۷۹۰ کیلومتر می‌باشد (مقایسه کنید با قطر زمین: ۱۲۷۵۶ کیلومتر).[۱]

جو بهرام سرخ‌فام است و در آسمان شب از زمین نیز سرخی آن دیده می‌شود. کره بهرام دو ماه کوچک به نام‌های فوبوس و دِیموس دارد که شکلی نامنظم دارند. این دو ماه احتمالاً شهاب‌سنگ‌هایی هستند که در مدار بهرام به دام افتاده‌اند. اگر شخصی در کرهٔ مریخ باشد مشاهده خواهد کرد که فوبوس سه بار در یک روز طلوع و غروب می‌کند. دیموس نصف فوبوس بوده و چنانچه از مریخ به آن نگاه کنیم این ماه بیشتر شبیه به یک ستاره خواهد بود تا یک ماه.

بهرام، سیاره سرخ‌فام منظومه خورشیدی، نصف زمین قطر دارد و مساحت سطح آن برابر با مساحت خشکی‌های روی زمین است. همانند زمین، یخ‌های قطبی، دره‌های عمیق، کوه، غبار، طوفان و فصل دارد. در دشت‌های آن مانند ماه، گودال‌هایی حاصل از برخورد سنگ‌های آسمانی دیده می‌شود. با وجود اندازه کوچکش، بلندترین قلهٔ سامانهٔ خورشیدی یعنی کوه المپوس و بزرگ‌ترین دره سامانهٔ خورشیدی در این سیاره پیدا شده‌است.

فرسوده بودن بیشتر دهانه‌های برخوردی سیاره بهرام نشان‌دهندهٔ فعالیت زیاد زمین‌شناختی در این سیاره‌است.[۲]

روزهای بهرام ۲۴ ساعت و ۳۷ دقیقه طول می‌کشد. از آن‌جا که محور سیارهٔ بهرام همانند زمین ۲۴ درجه کج است در این سیاره نیز فصل‌های سال وجود دارند. اما هر سال بهرامی تقریباًدو برابر سال زمینی یعنی ۶۷۸ روز به‌درازا می‌کشد.[۳]
بهرام شعاعی در حدود نصف شعاع زمین دارد. همچنین بهرام از زمین کم چگال تر است، طوری که حجمی برابر ۱۵٪ و جرمی برابر ۱۱٪ زمین دارد. مساحت سطح آن تنها اندکی کم تر از مجموع سطوح خشکی‌های زمین است. بهرام نسبت به عطارد بزرگتر و دارای جرم بیشتر و در نتیجه چگال تر است. این موضوع سبب شده‌است نیروی گرانش بیشتری در سطح تیر وجود داشته باشد.

بهرام از نظر اندازه، جرم و جاذبه سطح، حالتی بین زمین و ماه (ماه زمین) دارد؛ ماه قطری برابر نصف قطر بهرام دارد، در حالیکه قطر زمین دو برابر قطر بهرام است، زمین دارای جرمی در حدود ده برابر جرم بهرام است، در حالیکه جرم ماه ده برابر کم تر از مریخ است. ظاهر سرخ-نارنجی رنگ بهرام در اثر وجود آهن(III) اکسید، که بیشتر به هماتیت یا زنگ آهن مشهور است، به وجود آمده‌است.در ژوئن ۲۰۰۸، اطلاعات به دست آمده توسط کاوشگر فینیکس ثابت کرد که خاک مریخ دارای اندکی خاصیت بازی (قلیایی) و همچنین حاوی موادی مانند منیزیم، سدیم، پتاسیم و کلر، که وجود همه آنها برای حیات و رشد موجودات زنده ضروری است، می‌باشد. محققان خاک به دست آمده از منطقه‌ای نزدیک قطب شمال مریخ را با مقداری خاک باغچه زمینی مقایسه کردند و به این نتیجه رسیدند که خاک مریخ برای رشد گیاهانی چون مارچوبه (آسپاراگوس) مناسب است.

در آگوست ۲۰۰۸، کاوشگر فینیکس با انجام آزمایش‌ها ساده شیمیایی، مثل مخلوط کردن آب زمین با خاک مریخ، با هدف تعیین pH خاک مریخ، نشانه‌هایی از نمک پرکلرات پیدا کرد، که این موضوع نئوری دانشمندان بسیاری را که ادعا کرده بودند خاک مریخ به طور قابل ملاحظه‌ای دارای خاصیت بازی است، تایید می‌کرد. pH خاک مریخ ۸٫۳ اندازه گیری شد.[نیازمند منبع]

نتایج حاصل از نمونه‌گیری و آزمایش خاک سطح مریخ، که از جمله با کمک اشعه ایکس، توسط کاوشگر کنجکاوی انجام گرفت، نشان می‌دهد که سطح مریخ بافتی بازالتی دارد که نوعی سنگ آتش‌فشانی، مشابه شن‌های سواحل هاوایی است.[۴]
جو [ویرایش]جوّ زمین شامل ۷۷ درصد نیتروژن و ۲۱ درصد اکسیژن است. درحالی که در جو مریخ ۹۵ درصد دی اکسید کربن، ۳٪ نیتروژن، ۱٫۶٪ آرگون و فقط مقدار ناچیز اکسیژن و آب وجود دارد. جو سیاره سرخ بسیار رقیق است، به طوری که فشار جوی سطح آن، معادل یک صدم فشار جو زمین در سطح دریاست. علاوه بر این جو مریخ محافظ خوبی در برابر تابش‌های مرگبار فضایی نیست.

بیشتر مناطق بهرام بسیار سرد است. دمای هوا در قطب‌های آن می‌تواند تا ۱۳۰ درجه زیر صفر پایین برود.[۵]
 
مقایسه مریخ با از سمت چپ به راست به ترتیب عطارد، ونوس، زمین و مریخ

به دلیل رقیق بودن «هوای» بهرام، دمای هوا به سرعت تغییر می‌کند. مثلاً فقط لحظاتی پس از طلوع خورشید دما در سطح بیش از ۲۰ افزایش می‌یابد. در هر لحظه دمایی که پای شما احساس می‌کند (هوای نزدیک سطح) با دمای هوای اطراف سر شما ممکن است تا ۲۰ درجه اختلاف داشته باشد. به این ترتیب اگر روی استوای بهرام باشید، دمای سطح ۲۰ درجه سلیسیوس و دمای اطراف سر شما صفر درجه‌است.

در بهرام بادهایی با سرعت زیاد (متجاوز از ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت) می‌وزد که سبب می‌شود غبارها در ارتفاع ۴۰ کیلومتری معلق بمانند علت ایجاد این بادها غالباْ اختلاف دما توام با اختلاف فشار استمریخ. نام ستارهٔ فلک پنجم از ستاره‌های خنس و آن را بهرام نیز گویند، منحوس و دال بر جنگ و خصومت و خونریزی و ظلم است. (منتهی الارب). کوکبی است از جملهٔ سبعهٔ سیاره و در آسمان پنجم است. (برهان). ستاره‌ای است از خنس، گویند سبب تسمیهٔ آن سرعت سیرش است و برخی گویند بسبب رنگ زرد و سرخ آن است که شبیه مرداسنج (مردار سنگ) باشد. (از اقرب الموارد). چهارم کوکب سیار در عالم شمسی که بهرام نیز گویند و به اعتقاد بطلمیوس کوکب سیاری که در آسمان پنجم واقع شده‌است. (ناظم الاطباء). از کواکب سبعهٔ سیاره‌است و مأخوذ از مرخ و آن درختی است که از چوب آن آتش‌زنه سازند و سبب تسمیهٔ آن تشبیه به آتش است از نظر سرخی، و گویند مریخ در لغت عبارت از تیر بدون پر است که در حرکت خود پیچ و تاب می‌خورد و ستارهٔ مذکور نیز بسبب به چپ و راست رفتن در حرکت بدین نام خوانده شده مریخ در فلک پنجم است و فاصلهٔ آن از زمین سه هزار هزار و نهصد هزار و دوازده هزار و هشتصد و شصت و شش میل است. (از صبح الاعشی ج ۲). از کلدانی مَرداخ، و شاید اصل مرداخ نیز فارسی باشد، یا فارسی و کلدانی از مرد (رجل) و آک به‌معنی اسب به فارسی یا به کلدانی. یکی از پیکرهایی که یونانیان باستان برای مریخ می‌پنداشتند اسب بود، و واژه مارس از همین مریخ آمده‌است یعنی مرداخ و مرداس نامی است که به پدر ضحاک می‌داده‌اند و این نام در میان عرب بسیار است.

نام فارسی این سیاره بهرام و نام عربی آن مریخ است. در کتاب‌های قدیمی فارسی آن را فلک شحنهٔ پنجم و سایس رواق پنجم نیز نامیده‌اند.گالیله اولین کسی بود که مریخ را با تلسکوپ و در سال ۱۶۰۹ رصد کرد، اما تلسکوپ کوچک او جزئیاتی از سطح آن را نشان نداد. در تقرب سال ۱۸۷۷ مریخ به زمین، یک ستارهشناس ایتالیایی به نام جیووانی شیوپارلی (Giovanni Schiaparelli) با استفاده از تلسکوپ ۲۲ سانتیمتری توانست سطح مریخ را رسم کند و اولین نقشههای تفصیلی را ارائه نماید. این نقشهها خطوطی را شامل میشدند که شیوپارلی آنها را Canali نامید، به معنی شیار در زبان ایتالیایی (مترادف Channel در انگلیسی). اما این کلمه به Canal در انگلیسی ترجمه شد که معنی آبراه ساخت انسان را میدهد و به دنبال آن این حس پدید آمد که شاید نژادی هوشمند در مریخ ساکن باشد. این نکته را باید اشاره کرد که هیچگونه آبراهی از زمین قابل شناسایی نبود، اما اینگونه تصور شد که آنها میتوانند جهت آبیاری مزارع کنارشان که از زمین دیده میشد مورد استفاده قرار گیرند.

تحت تأثیر رصدهای شیوپارلی، پرسیوال لووِل رصدخانهای را در آریزونا بنا نهاد. او رصدهای مفصلی از مریخ انجام داد که نشان می‌داد شبکهه پیچیدهای از کانالهای آبرسانی در آنجا وجود دارد. اما با بزرگتر شدن تلسکوپها، شیارهای کمتری دیده شد. به نظر میرسد آنها خطای دید بودند. با این وجود، طلسم حیاتِ پیشرفته در مریخ تا دههٔ ۱۹۶۰ باطل نشد و آن زمانی بود که فضاپیمای مارینر ناسا به مریخ رسید. (یک تصویر فریبنده از تختهسنگی عظیم، موسوم به «چهره بر روی مریخ»، توسط فضاپیمای وایکینگ ۱ در ۱۹۶۱ بهدست آمد. بعضی تصور کردند که آن نمادی بزرگ از تمدنی در گذشته است. اما عکس دقیقی که توسط «نقشهبردار سراسری مریخ» (Mars Global Surveyor)در سال ۲۰۰۱ گرفته شد نشان داد که آن یک «mesa» است - تپه یا کوهی پهن که لبه‌هایی با شیب تند دارد.) عکسهای دقیق فضاپیمای مارینر درههای بزرگ و آتشفشانهای پهناوری را نشان داد. یکی از اینها قله اولمپوس (Olympus Mons)، بزرگترین آتشفشان شناخته شده در منظومه شمسی است. قطر دهانه آن ۸۵ کیلومتر است و پهنای پایه مخروط آتشفشان به ۵۵۰ کیلومتر میرسد. دهانهٔ آتشفشان تقریباً ۲۷ کیلومتر بالاتر از سطح مریخ است، سه بار بلندتر از کوه اورست! دانشمندان دریافتند که در زمان فعالیت این آتشفشانهای عظیمالجثه، حدود سه ملیارد سال قبل، جو مریخ بسیار غلیظتر از حال بوده است. اثر گازهای گلخانهای در جو سبب میشده است که دمای سطح مریخ آنقدر بالا رود که آب امکان وجود روی آن را پیدا نماید. دیگر مشخصههای قابل رؤیت بر سطح مریخ بهخوبی نشان میداد که جریان آب در آنجا وجود داشته است. این موضوع گمانهزنیهایی را دامن زد که شاید گونههایی از حیات ساده در آن زمان در مریخ وجود داشته است.

همین احتمال کافی بود که در سال ۱۹۷۶ دو مریخنورد وایکینگ به آنجا فرستاده شود. هدف آنها، علاوه بر عکسبرداری از سطح و جمعآوری دادههای علمی، جستجوی هرگونه دلیل و مدرکی از حیات بود. آنها سه آزمایش انجام دادند و گرچه فعالیت شیمیایی غیرمنتظرهای را در خاک مریخ یافتند، اما به هیچگونه گواهی دال بر وجود موجودی زنده دست پیدا نکردند. با توجه به جو رقیق مریخ (بدون لایه اوزون)، اشعه فرابنفش بسیار بیشتر از زمین به سطح آن میرسد، بهطوری که از وجود حیات بر روی آن جلوگیری می‌نماید. اگر روزی حیات در مریخ وجود داشته است، انتظار یافتن شواهد آن را تنها در زیر سطح مریخ میتوان داشت.توجه به مدت زمان سال مریخی (۶۸۹ روز) و سال زمینی (۳۶۵ روز) نشان می‌دهد که فاصله زمانی هر دو مقابله حدود دو سال و دو ماه است. اما با عنایت به بیضی بودن مدار هر دو سیاره می‌توان انتظار داشت که فاصله بین زمین و مریخ در هر مقابله متفاوت باشد. کمترین فاصله، زمانی رخ می‌دهد که زمین در اوج و مریخ در حضیض مدار خود باشد. در این حالت زمین و مریخ تا ۵۶ میلیون کیلومتر به هم نزدیک خواهند شد. دورترین فاصله بین دو سیاره در مقابله می‌تواند تا ۲۴۰ میلیون کیلومتر افزایش یابد.

کمترین فاصله بین زمین و مریخ در مقابله‌هایی رخ می‌دهد که در دوره‌های ۱۵ تا ۱۷ ساله تکرار می‌شوند. اما آنچه حائز اهمیت است توجه به این نکته می‌باشد که فاصله دو سیاره در مقابله‌های نزدیک الزاما یکی نیست و به همین دلیل است که نزدیک‌ترین مقابله‌ها (مانند آنچه در ۲۷ آگوست سال ۲۰۰۳ رخ داد) در فواصل زمانی بسیار طولانی رخ می‌دهند.

جهت‌گیری مدار مریخ در فضا به هنگام مقابله نزدیک به گونه‌ای است که مریخ در جهت صورت فلکی دلو و یا در نزدیکی صورت فلکی بزغاله قرار می‌گیرد. از طرفی کره زمین نیز در امرداد هر سال از این مکان می‌گذرد. بنابراین مقابله نزدیک دو سیاره همیشه در امرداد یا شهریور هر ۱۵ تا ۱۷ سال رخ می‌دهد. در این هنگام مریخ در جنوب استوای سماوی قرار دارد و بنابراین این نوع مقابله‌ها از عرض‌های جغرافیایی جنوبی زمین بهتر مشاهده می‌شوند. عکس این مطلب در مقابله‌های دور صادق است چرا که این نوع مقابله‌ها در صورت فلکی شیر و در ماه بهمن و اسفند رخ می‌دهند، در نتیجه از نیم‌کره شمالی زمین بهتر دیده می‌شوند.نیم‌قطر بزرگ ۲۲۷، ۹۳۶، ۶۳۷ کیلومتر
۱۴۱، ۶۳۲، ۹۷۶ مایل
۱٫۵۲۳، ۶۶۲، ۳۱ واحد نجومی
پیرامون مدار ۱، ۴۲۹، ۰۰۰، ۰۰۰ کیلومتر
۸۸۷، ۹۰۰، ۰۰۰ مایل
۹٫۵۵۳ واحد نجومی
خروج از مرکز ۰٫۰۹۳، ۴۱۲، ۳۳
حضیض ۲۰۶، ۶۴۴، ۵۴۵ کیلومتر
۱۲۸، ۴۰۲، ۹۶۷ مایل
۱٫۳۸۱، ۳۳۳، ۴۶ واحد نجومی
اوج ۲۴۹، ۲۲۸، ۷۳۰ کیلومتر
۱۵۴، ۸۶۳، ۵۵۳ مایل
۱٫۶۶۵، ۹۹۱، ۱۶
تناوب مداری ۶۸۶٫۹۶۰۰ روز
۱٫۸۸۰۸ سال
تناوب هلالی ۷۷۹٫۶۹ روز
۲٫۱۳۵ سال
سرعت مداری:
~میانگین
~بیشینه
~کمینه  
۲۴٫۰۷۷ کیلومتر در ثانیه (۵۳٫۸۵۹ مایل در ساعت)
۲۶٫۴۹ کیلومتر در ثانیه (۵۹٫۲۷۷ مایل در ساعت)
۲۱٫۹۷۲ کیلومتر در ثانیه (۴۹٫۱۵۰ مایل در ساعت)
تمایل نسبت به:
~صفحه مداری زمین
~صفحه استوایی خورشید  
۱٫۸۵۰، ۶۱ درجه
۵٫۶۵ درجه
طول دایره البروجی اعتدال بهاری ۴۹٫۵۷۸، ۵۴ درجه
شناسه حضیض ۲۸۶٫۴۶۲، ۳۰ درجه
تعداد ندیم‌های طبیعی ۲
مشخصات فیزیکی (ژانویه ۲۰۰۰)
قطر استوایی ۶٬۸۰۴٫۹ کیلومتر
۴، ۲۲۸٫۴ مایل
۰٫۵۳۳ برابر قطر زمین
قطر قطبی ۰٫۵۳۳ برابر قطر زمین
۴، ۱۹۷٫۲ مایل
۰٫۵۳۱ برابر زمین
پخی ۰٫۰۰۷، ۳۶
مساحت سطح ۱۴۴، ۷۹۸، ۴۶۵ کیلومتر مربع
۵۵٬۹۰۶٬۷۷۱ مایل مربع
۰٫۲۸۴ برابر زمین
حجم ۱٫۶۳۱، ۸‎×۱۰۱۱ کیلومتر مکعب
۰٫۱۵۱ برابر زمین
جرم ۶٫۴۱۸، ۵‎×۱۰۲۳ کیلوگرم
۰٫۱۰۷ برابر زمین
چگالی متوسط ۳٫۹۳۴ گرم در سانتیمتر مکعب
گرانش استوایی ۳٫۶۹ متر در مجذور ثانیه
۰٫۳۷۶ برابر زمین
سرعت فرار ۵٫۰۲۷ کیلومتر در ثانیه
۱۱٫۲۴۵ مایل در ساعت
تناوب گردش ۱٫۰۲۵، ۹۵۷ روز
۲۴٫۶۲۲، ۹۶۲ ساعت
تمایل محور ۲۵٫۱۹ درجه
بعد سرسو در قطب شمال ۳۱۷٫۶۸۱، ۴۳ درجه
۲۱:۱۰:۴۴
بازتاب ۰٫۱۵
دمای سطحی:
~کمینه
~متوسط
~بیشینه  
۱۴۰- درجه سانتی‌گراد (۱۳۳ درجه کلوین)
۶۳- درجه سانتی‌گراد (۲۱۰ درجه کلوین)
۲۰ درجه سانتی‌گراد (۲۳۹ درجه کلوین)
مشخصات جوی
فشار جوی ۰٫۷ تا ۰٫۹ کیلو پاسکال
دی اکسید کربن ۹۵٫۷۲ درصد
نیتروژن ۲٫۷ درصد
آرگون ۱٫۶ درصد
اکسیژن ۰٫۱۳ درصد
مونو اکسید کربن ۰٫۰۷ درصد
بخار آب ۰٫۰۳ درصد
اکسید نیتریک ۰٫۰۱ درصد
نئون ۰٫۰۰۰۲۵ درصد (۲٫۵ ذره در هر میلیون)
کریپتون ۰٫۰۰۰۰۳ درصد (۳۰۰ ذره در هر میلیارد)
زنون ۰٫۰۰۰۰۰۸ درصد (۸۰ ذره در هر میلیارد)
ازن ۰٫۰۰۰۰۰۳ درصد (۳۰ ذره در هر میلیارد

[ ۱۳٩۱/۱٠/٢٢ ] [ ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ ] [ سبحان همتی دیناروند ] [ نظرات () ]
  • فروش بک لینک | بک لینک